ماه مهمانی خدا

منم مثل تو مات این قصه ام

تو هم مثل من امشبُ دعوتی

درست تو همین ساعت و ثانیه

سزاوار زیباترین رحمتی

تو این حس و حال عجیب و غریب

دو تا بال می خوای که رو شونته

تو از هر مسیری بری می رسی

تو از هر دری بگذری خونَته

از این سفره ها معجزه دور نیست

ببین دست دنیا تو دست منه

دعا می کنم تا اجابت بشه

دعا می کنم چون دلم روشنه

من از عشقِ بارون به دریا زدم

به بارون و به آسمون دعوتیم

چه مهمونی با شکوهی شده

تو این لحظه هایی که هم صحبتیم


/ 0 نظر / 2 بازدید